< لبخندزندگی
خدایا دست من سرده تو از حالم خبر داری تو دلگرمی فردامی تویی که باورم داری همیشه با تو هر لحظه به آرامش سفر کردم نذار تنها بمونم باز نمی خوام بی تو برگردم خدا تسکین دردامی.خدایی خیلی بد کردم از اقیانوس آرامش به دریا بر نمی گردم   همه حرفا دروغی بود تموم عشق تو خالی فقط تو باورم کردی تویی که عاشق فردامی همیشه عاشقم بودی ولی من دیر فهمیدم خداجون پای عشق تو تموم هستیمو میدم دلم به غیر تو خوش نیست تویی که عاشقم کردی اگر عاشق نباشم من نمیری که برگردی همیشه بودی و هستی من آرومم تو آغوشت همه حرفا میدونی نمی خونم در گوشت

تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 | 18:53 | نويسنده : |
ترم اول) جوگیردگی

الو سلام مامانی منم نیما

وای مامانی نمی دونی اینجا چقد خوبه.دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب رو تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه هاو دانشمندان این مملکت توش خوابیدن و جرقه ی اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده تنم مورمور میشه...

راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی خاصی میاد که خیلی عجیبه.دانشجویان سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!

لامصب اینقدر بوی علم و دانش فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!

ترم دوم)ترم عاشق شدگی

آه ای سارا ای عشق من.همه ی زندگی من.می خواهم درختی بشم و بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.می خواهمت با تمام وجود عزیزم.همه بول و سرمایه ی من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رونمی خوام.کی میشه این درس من تموم بشه تا بیام باهات ازدواج کنم...

ترم سوم)ترم افسردگی

الومامان سلام .سارا منو ول کرد گذاشت و رفت!مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم می میرم از غصه.ای خدا بیامنو بکش و راحتم کن

ترم چهارم)ترم زرنگ شدگی

الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم کجایی؟نیستی؟دلم تنگ شده واست.گنجشک کوچولوی من.بیا

ببینمت قربونت برم...مهشید جون بشت خطی دارم مامانمه.بعدا بهت زنگ می زنم...

الو به به چطوری نگار جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!بیرزن دلش تنگ شده واسم!جوجوی من حالت خوبه؟به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت ۱۱ بارک بشت دانشکده...

 ترم بنجم)ترم مشروط شدگی

سلام استاد

قربون بچت دارم مشروط میشم .۲ نمره بهم بده.به خدا دیشب بابام سکته کرد.مامانمم از غصه افتاد باش

 شکست

ترم ششم)ترم ولخرجیدگی

الم مامان سلام من خونه می خوام راستی اون ۵۰تومنی که ۳ روز بیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست خرج بروژم شد!!!

ترم هفتم)ترم باتوقیده گی

خودتون دیگه از من وارد ترید سیر تا بیازشو حدس بزنید دیگه...

ترم هشتم)ترم فارغ التحصیلگی

بعد اون همه درس خوندنو مهندس شدن و قمبز در کردن و....

الو سلام خانم .واسه این آگهی که تو روزنامه دادیددتماس گرفتم .فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا...ای وای بر من  کی میره این همه راهو...

سخن آخر

شما می دونید ما هم می دونیم که به هشت ترم و نه ترم درس مرسا تموم نمیشه

بس یکم به خودمون بیایم



تاريخ : سه شنبه ششم اسفند 1392 | 15:2 | نويسنده : |
الهی با خاطری خسته دل به وجود و کرم توبسته

دست از پاچه خواری اساتید شسته ودرانتظار نمرات نشسته

نیفتم شاکرم بیفتم صابرم که چاره ای ندارم جز این که بر همین درگاه بمانم وبخوانم و بخوانم

الهی شهریه ها بار است که می دانی جیب ماخالی ست که میبینی

نه پای گریز از امتحان دارم ونه زبان ستیز با استاد

گر پاس شود کریمی گرپاس نشود حکیمی 



تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1392 | 23:9 | نويسنده : |
بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی

صف کیلومتری نون

آناری و میکرو

فخر فروختن با کتونی میخی

تلویزیون سیاه وسفید

آدامس خروش نشان

کارت بازی با دمپایی

کپسول بوتان و پرسی

بوی نفتالین لای رختخواب

خریدن لبو و لواشک از سرکوچه ی مدرسه

نیمکت سه نفره

پوشیدن لباس آبجی بزرگه

ساختن آدم برفی با لگن حموم

بوی نم زیر زمین

چوبین و برونکا

تیله بازی

اشکنه و خشیل

قاشق زنی تو جهارشنبه سوری

عاشق شدن از پس پرده ی حیا و شرم

صدای آژیر قرمز

سریال اوشین

 



تاريخ : سه شنبه چهاردهم آبان 1392 | 15:26 | نويسنده : |
من سکوت را دوست دارم به خاطر ابهت بی پایانش

فریاد را می پرستم به خاطر انتقام گمگشته در عصیانش

فردا را دوست دارم به خاطر غلبه بر فکر کجمدار

زمستان را می پرستم به خاطر عدم احتیاجش به بهار

آفتاب را دوست دارم به خاطر وسعت روحش که شب ناپدید می شود تا ماه فراموش کند حقیقت تلخی را که از او نور گرفته

زندگی ایده آل من است و من آن را تقدیس می کنم به خاطر ابن که هزار بار نابودش می کننداما نمی میرد

عاشقان پاک را دوست دارم

به خاطر این که عشق پاک را به هوا و هوس ترجیح می دهند

دوست دارم همه ی آن هایی را که کلمه ی عشق برای آن ها مبهم و پوچ نیست.........



تاريخ : یکشنبه دهم شهریور 1392 | 18:22 | نويسنده : |
فقط یه ایرانی می تونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخونه بپرسه اینجا متری چند؟

فقط یه ایرانی می تونه هرچیزی که روی زمین میوفته با یک فوت ضد عفونی کنه.

فقط یه ایرانی می تونه جلد بستنی که هیچی توش نداره رولیس بزنه

فقط یه ایرانی می تونه با وجود این همه نداری و بیکاری وتورم وقتی مهمون واسش میاد سعی می کنه بهترین پذیرایی رو بکنه وبهترین غذارو بزاره واسه مهمونش تا یه وقت جلوش شرمنده نشه ولی بعد وقتی مهمونی تموم میشه همین جوی دیس دیس غذا بریزه تو سطل آشغال!!!!!!!!

فقط یه ایرانی می تونه ساعت مچی ببنده رو دستش بعد اگه بهش بگی ساعت چنده؟موبایلشودربیاره و ساعتو اعلام کنه!

فقط یه ایرانی می تونه تو لاین سرعت پنچرگیری کنه!!!

فقط یه ایرانی می تونه اسم فیلما رو باشخصیت اصلیش صدا کنه!

فقط یه ایرانی شبا که واسه دستشویی رفتن بیدار میشه سر راه در یخچالوباز کنه توشو نگاه کنه بعد درو ببنده وبخوابه!

فقط یه ایرانی می تونه ماشین کولردار سوار بشه ولی خودشو با روزنامه باد بزنه!

فقط یه منشی ایرانی می تونه خودشو از دکتر بیشتر بگیره

فقط یه ایرانی می تونه وقتی پشت فرمونه به پیاده روها فحش بده اما وقتی پیاده میره جایی به راننده ها فحش بده

 


برچسب‌ها: هنر ایرانی

تاريخ : جمعه بیست و هشتم تیر 1392 | 23:13 | نويسنده : |
ما نسل بوسه های خیابانی هستیم

نسل خوابیدن با اس ام اس

نسل درد و دل با غریبه های مجازی

نسل غیرت رو خواهر روشنفکری رو دختر همسایه

نسل پول ماهانه وی پی ان

نسل عکسهای برهنه ی بازیگران

نسل جمله های کوروش و شریعتی

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس

نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش

نسل تنهایی/نسل سوخته

یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم یادش ب خیر...

دنیای ما هم همینجوری بود...

عکس | موضوع | عکس موضوعی | تصویر موضوعی | عکس جالب | غم | عکس غم | احساس غم | غمگین | عکس غمگین | تصویر غمگین | تصاویر غمگین | عکسهای غمگین | چهره | چهره غمگین | چهره ی غم زده | عکس پر از غم | تصویر پر از غم | غم نامه | عکس های غمگین و زیبا | غم زیبا | غمگین و زیبا | ناراحت | ناراحت و غمگین | عکس های ناراحت کننده | عکس های غمگین کننده | تصاویر غم انگیز | عکس غم انگیز | غم انگیز  |


برچسب‌ها: نسل امروز

تاريخ : دوشنبه سوم تیر 1392 | 19:57 | نويسنده : |
من از واژه ی کهنه ی زندگی

شعری نو خواهم ساخت

من از پایان عشق

آغازی شیزین خواهم ساخت

من از مهر سکوت برلب های خسته

فریاد خواهم ساخت

من از واژه ی غمگین در نا امیدی

دنیایی پر از امید خواهم ساخت


برچسب‌ها: آغاز و پایان

تاريخ : پنجشنبه نهم خرداد 1392 | 19:17 | نويسنده : |
به که باید دل بست؟

به که شاید دل بست؟

سینه ها جای محبت همه از کینه پر است!

هیچ کس نیست که فریاد پر از مهرتورا گرم پاسخ گوید.

نیست یک تن در این ره غم آلود قدمی را به محبت پوید...

خط پیشانی همه جمع خط تنهایی است

خنده ها می شکفد بر لب ها تا که اشکی شکفد بر سر مژگان کسی

از وفا نام مبر آن که وفا خواست کجاست؟

سخن از عشق مگو

عشق کجاست؟

دوست کجاست؟

گل اگر در دل باغ برتو لبخند زند بنگرش

دست گرمی که از عشق بفشارد دستت را به همه عمر مخواه

در دل چاه گر سرکنی یا از سرغم آه کنی خنده ها بر غم تو دختر مهتاب کند

درد خود را در دل چاه مگو چاه هم با من و توبیگانه است.......

عکس هایی زیبا (33 عکس)


برچسب‌ها: تنهایی وبی وفایی

تاريخ : شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 | 16:25 | نويسنده : |

این خیلی بد است که آدم از خودش  بدش بیاید حتی برای یک مدت کوتاه اما بدتر از آن این است که تو اوج ناراحتی و غم  بخواهی شاد باشی بدتر از آن این است که تو اوج عصبانیت بخواهی خودت را آرام نشان دهی اما بدتر از آن این است که در اوج بی بولی چک چند میلیونی ات برگشت بخورد اما بدتر از این است که وقتی دلت از زندگی گرفته است و می خواهی گریه کنی وبرای التیام خودت می خواهی یک آهنگ آرام گوش کنی دستگاه بخش صوتت خراب باشد اما بدتر از آن این است کسی را که دوس داری ودر آرزوی زندگی با او هستی یک مرتبه زنگ بزنند و کارت عروسی اش بیاید اما بدتر از آن این است که هرروز صبح بروی ورزش ودر آخر هفته بروی کوه نوردی و یک کوه نورد حرفه ای شوی وبروی نزد دکتر ودکتر بگوید که سرطان داری...

اما...اما...من می گویم بدتر از همه ی این ها این است که به قلبت مراجعه کنی ودیگر خدارا در آن نیابی ودیگر هیچ...


برچسب‌ها: فقط خدا

تاريخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 | 9:29 | نويسنده : |
  • فال حافظ
  • ابر جادو